تفاوت‌های تعیین کننده

توسط ۰۷ شهریور ۱۳۹۹ کتاب

هانا آرنت، فیلسوف آلمانی، تفکر را به گفت‌وگو با خود تشبیه می‌کند. وقتی پای تفکر سازمانی وسط می‌آید آن گفت‌وگو باید با همکاران باشد. گفتگو درباره برداشت‌ها، داده‌ها،ایده‌ها و مشاهدات متناقص،دشوار و چالش‌برانگیز.
اطلاعات اصولاً تفاوت آفرین هستند اگر دانش همه افراد مشابه باشد اصلاً چه دلیلی دارد در یک گروه به جای یک نفر از پنج نفر استفاده کنیم؟ اتفاق آرا همیشه یکی از نشانه هایی است که مشخص می‌کند مشارکت افراد صمیمانه و همه جانبه نیست. چرا نباید به جای تایید سوگیری‌ها و باورهای یکدیگر داده‌ها و داستان‌ها و تجربیاتی را مطرح کنیم که موجب بهبود و پیشرفت می‌شود؟
همفکران خوب مدام حرف های همدیگر را تکرار نمی‌کنند بلکه ذهنیت‌های متفاوت و دورنماها و چالش‌های جدید ارائه می‌دهند. از خودتان بپرسید چه چیزی از من بر می‌آید که از عهده دیگران خارج است؟ همان چیز است که دلیل حضور شما در آنجاست.

اتفاق آرا همیشه یکی از نشانه‌هایی است که مشخص می‌کند مشارکت افراد صمیمانه و همه جانبه نیست!

زمانی که هرب مایر به عنوان دستیار ویژه سرپرست سی آی ای و جانشین مدیر شورای اطلاعات ملی این سازمان خدمت می کرد مسئول ارائه تخمین‌های اطلاعات ملی ایالات متحده بود. اما هر چه می‌گذشت داده‌های دریافت شده بیشتر نگرانش می‌کرد همه آنچه در آنجا به او گفته می‌شد مانند اکثر سازمان‌های دیگر تاییدهای رایج بود: جنگ سرد همچنان به شدت ادامه دارد، اتحاد جماهیر شوروی به همان اندازه قدرتمند است. نبود داده هایی که نشانگر تایید نباشند مایر را آشفته کرده بود. اگر خرد رایج درست نبود چه؟ سرویس‌های اطلاعاتی باید به دنبال چه می‌بودند که چنین چیزی را تایید کند؟

به نظر من این سوال مایر یکی از بهترین سوال‌هایی است که می‌توان مطرح کرد.سوالی که باعث ایجاد تحرک و قدرت بخشیدن به کاوشی می‌شود که باید در دل تصمیم‌گیری‌های حیاتی جا داشته باشد. اگر در اشتباه باشیم چه چیزهایی هست که دیدنشان تایید اشتباه ماست؟ مایر فهرستی از اتفاقاتی تهیه کرد که اگر شوروی در حال فروپاشی بود ممکن بود رخ دهد و این فهرست را برای شبکه‌های جاسوسی فرستاد. در واقع این یک آزمایش کم هزینه بود اگر چیزی مشاهده نمی کردند، پس خرد رایج درست بود اما یکی از اولین اطلاعاتی که دریافت شد این خبر بود که یک قطار حمل گوشت ربوده شده و تمام گوشت‌های آن به سرقت رفته است. ارتش قصد ورود به ماجرا داشته اما کمیته مرکزی حزب کمونیست از ارتش خواست که وارد این ماجرا نشود و این موضوع سربسته باقی بماند.
مایر می گوید: وقتی همه چیز در اقتصاد سر جایش باشد که چنین اتفاقی نمی‌افتداگر همه چیز سر جایش باشد مردم از قطار گوشت نمی دانستند و نیروهای نظامی هم آنها را به حال خود رها نمی کند این بود که به نظر من آمد پشت پرده خبرهایی است و بعد از آن دوباره اطلاعاتی از این دست دریافت کرد.

اگر در اشتباه باشیم، چه چیزهایی هست که دیدنشان تایید اشتباه ماست؟

مایر به این خاطر که یکی از اولین کسانی بود که به درستی فروپاشی شوروی را پیش بینی کرد بسیار مورد تجلیل قرار گرفته است. نه فقط چون چنین برداشتی داشت بلکه چون بر آن اساس اقدام کرد به دنبال جاهایی گشت که تایید کننده نبود و این که همت و درایت را داشت که یک سوال بزرگ بپرسد! اگر در اشتباه باشیم، باید با چه چیزهایی روبرو باشیم؟ او فقط با دغدغه هایش یک گوشه ننشست. به دنبال داده هایی رفت که برای به چالش کشیدن نیازشان داشت و نگاه‌ها را تغییر داد. این یعنی کش‌مکش به بهترین شکل ممکنش.

مدیریت، فراسوی اعداد | مارگارت هفرنان | ترجمه سید امیرحسین میرابوطالبی
۱۵:۳۱

کامنتی ثبت کنید